مستنبح
مترادفها
پناهنده، استغاثهکننده
لغت نامه دهخدا
مستنبح. [ م ُ تَم ْ ب ِ ] ( ع ص ) کسی که سگ را وادار به بانگ کردن کند. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). رجوع به استنباح شود.
پناهنده، استغاثهکننده
مستنبح. [ م ُ تَم ْ ب ِ ] ( ع ص ) کسی که سگ را وادار به بانگ کردن کند. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). رجوع به استنباح شود.