لغت نامه دهخدا
مستقص. [ م ُ ت َ ق ِص ص ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استقصاص. قصاص گرفتن خواهنده از کسی. ( از منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استقصاص شود.
مستقص. [ م ُ ت َ صِن ْ ] ( ع ص ) مستقصی. رجوع به مستقصی و استقصاء شود.
مستقص. [ م ُ ت َ ق ِص ص ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استقصاص. قصاص گرفتن خواهنده از کسی. ( از منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به استقصاص شود.
مستقص. [ م ُ ت َ صِن ْ ] ( ع ص ) مستقصی. رجوع به مستقصی و استقصاء شود.