استقصاص
مترادفها
قصاص، تلافی
متضادها
عفو، بخشش
لغت نامه دهخدا
استقصاص.[ اِ ت ِ ] ( ع مص ) قصاص گرفتن خواستن از کسی. ( منتهی الارب ). قصاص دادن خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). طلب قصاص کردن. || روایت کردن سخن.
قصاص، تلافی
عفو، بخشش
استقصاص.[ اِ ت ِ ] ( ع مص ) قصاص گرفتن خواستن از کسی. ( منتهی الارب ). قصاص دادن خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). طلب قصاص کردن. || روایت کردن سخن.