لغت نامه دهخدا
مرتمض. [ م ُ ت َ م ِ ] ( ع ص ) بی قرار و تافته دل و جگرسوخته. ( ناظم الاطباء ). نعت فاعلی است از ارتماض. رجوع به ارتماض شود.
مرتمض. [ م ُ ت َ م ِ ] ( ع ص ) بی قرار و تافته دل و جگرسوخته. ( ناظم الاطباء ). نعت فاعلی است از ارتماض. رجوع به ارتماض شود.