مرتصع

لغت نامه دهخدا

مرتصع. [ م ُ ت َ ص ِ ] ( ع ص ) دندان به هم پیوسته و با هم قریب. ( آنندراج ). ارتصعت اسنانه؛ تقاربت. ( اقرب الموارد ). و هی مرتصعة؛ ای مرتصة. ( متن اللغة ). نعت است از ارتصاع. رجوع به ارتصاع شود. || نعت فاعلی است از ارتصاع به معنی التصاق. ( از اقرب الموارد ). رجوع به ارتصاع شود.

گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز