متعشب
لغت نامه دهخدا
متعشب. [ م ُ ت َ ع َش ْ ش ِ ] ( ع ص ) شتر که گیاه تر چریده و فربه گردیده باشد. ( آنندراج ). گیاه تر چرنده و فربه شونده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تعشب شود.
جمله سازی با متعشب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در داستانهای کلاسیک، شخصیت متعشب اغلب با رفتارهای نامتعارف و کلامی نامفهوم توصیف میشود که باعث ایجاد موقعیتهای کمدی یا تراژیک در روایت میشود.
💡 شاهد عینی گزارش پلیس، فردی متعشب را توصیف کرده بود که در خیابانهای شهر در حال تکاپو بود و باعث مزاحمت برای عابران پیاده میشد.
💡 پزشکان بر این باورند که فرد متعشب به دلیل تأثیر الکل بر سیستم عصبی، قدرت تصمیمگیری درست و کنترل حرکات خود را از دست میدهد.