لی لی کردن
مترادفها
بالا و پایین پریدن، جست و خیز کردن
لغت نامه دهخدا
لی لی کردن. [ ل َ ل َ / ل ِ ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) با یکپای جه جهان رفتن. حجل. یکپای برداشته جستن مردم. تعتاب. عتبان. با یکپای جهان جهان رفتن. برجستن در رفتن بیک پای. دویدن بر یک پای. جستن و فرو جستن در طی مسافتی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) یک پارا در هوا نگهداشتن و با پای دیگر راه رفتن: با مرحوم پدرش و جمعی دیگر که آنان را نمی شناخت در صحن حرم امام رضا لی لی میکرد...
با یکپای جه جهان رفتن ٠ حجل ٠ یکپای بر داشته جستن مردم ٠ تعتاب ٠ عتبان ٠ با یکپای جهان جهان رفتن ٠ بر جستن دررفتن بیک پای ٠ دویدن بر یک پای ٠ جستن و فرو جستن در طی مسافتی ٠
جمله سازی با لی لی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او تمام روز را در کوچههای قدیمی شهر مشغول لی لی کردن بود و هیچ توجهی به ساعت و وعدههای غذایی که از او گذشته بود، نمیکرد.
💡 به جای اینکه وقت خود را با کارهای مفید و یادگیری مهارتهای جدید سپری کنی، چرا تمام روز را به لی لی کردن در خیابانها میگذرانی؟
💡 کودکان پس از تعطیلات مدرسه با خوشحالی و شادی شروع به لی لی کردن در پارک کردند و تمام انرژی خود را صرف بازی و شیطنت نمودند.