غلیج

لغت نامه دهخدا

غلیج. [ غ َ ] ( اِ ) انگز. ( از فرهنگ اسدی ) ( فرهنگ اوبهی ). بیلی که با آن زمین را هموار کنند. رجوع به انگز شود:
چون غلیجی که بند برکند ( کذا؟ )
کیست چون تو فژاگن و فژغند.؟ ( فرهنگ اسدی ).|| بت که تراشند. ( فرهنگ اسدی ) ( فرهنگ اوبهی ).

فرهنگ معین

(غَ ) (اِ. ) ۱ - بیلی که با آن زمین را هموار کنند. ۲ - بتی که تراشند.

ویکی واژه

بیلی که با آن زمین را هموار کنند.
بتی که تراشند.

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز