غضوی

لغت نامه دهخدا

غضوی. [ غ َ ض َ وی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به غضاة، بعیر غضوی، منسوب است به وی. ( منتهی الارب ). منسوب به غضا. || ابل غضویة؛ شتری که درخت غضا را بچرد. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

منسوب به غضاه بعیر غضوی منسوب است بوی منسوب به غضا ابل غضویه شتری که درخت غضا را بچرد

قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز