غربیل کردن

مترادف‌ها

الک کردن، صاف کردن

لغت نامه دهخدا

غربیل کردن. [ غ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) غربال کردن. بیختن. غربال زدن. الک کردن. غربلة. رجوع به غربال کردن شود. || سوراخ کردن و پاره پاره کردن و کشتن کسی. غربلة: وز چپ و راست تیر روان شد سوی پیل، تا مرو را غربیل کردند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 701 ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - الک کردن غربال زدن بیختن. ۲ - تفحص و جستجوی بسیار کردن کنجکاوی کردن.

جمله سازی با غربیل کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کشاورزان با دقت بسیار زیاد، دانه‌های گندم را با استفاده از یک غربیل بزرگ از خاک و ناخالصی‌های موجود در میان آن‌ها جدا می‌کنند.

💡 برای تهیه آرد بسیار نرم و مرغوب جهت پخت انواع نان‌های سنتی، لازم است که حتماً ابتدا مواد اولیه را با دقت غربیل کردن انجام دهید.

💡 در فرآیند استخراج طلا از معادن، کارگران از روش‌های مختلفی برای غربیل کردن شن و ماسه‌ها جهت یافتن ذرات بسیار ریز و باارزش طلا استفاده می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران