لغت نامه دهخدا
چپاول کردن. [ چ َ وُ »َ دَ ] ( مص مرکب ) تاختن. تاراج کردن. چپو کردن. غارتیدن. یغما کردن. تالان کردن. رجوع به تاختن و تاراج کردن و غارتیدن شود.
چپاول کردن. [ چ َ وُ »َ دَ ] ( مص مرکب ) تاختن. تاراج کردن. چپو کردن. غارتیدن. یغما کردن. تالان کردن. رجوع به تاختن و تاراج کردن و غارتیدن شود.
تاختن. تاراج کردن. چپو کردن. غارتیدن. یغما کردن. تالان کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رتبارد بر اساس مفهوم ترتیب آنی مکتب اتریش، هواداری از اقتصاد آزاد در خلق پول، و محکوم کردن برنامهریزی متمرکز، از حذف کنترل قاهرانهی جامعه و اقتصاد به دست دولت مرکزی دفاع میکرد. او نیروی انحصاری دولت را بزرگترین خطر برای آزادی و رفاه بلندمدت مردم میدانست و حکومت را «سازمانی متشکل از ابزار سیاسی» و محلی برای غیراخلاقیترین، بیپرواترین و خودخواهترین افراد در هر جامعه میدانست که در کار چپاول سیستماتیک مردمان آزاد است.
💡 اردوکشیهای بیپایان که اغلب همراه با چپاول، آتش زدن، ویران کردن و… بود، کل منطقه را ویران کرد و همه منابع بیه پیش را تا جایی تهی کرد که لشت نشا دیگر قادر به تحمل مخارج حاکم نبود و همه بیه پیش قادر به فرستادن دو هزار تومان خراج تقاضا شده توسط شاه اسماعیل به عنوان مشتلق پیروزیش بر ازبکها در خراسان نبود.