عطریه

لغت نامه دهخدا

( عطریة ) عطریة. [ ع ِ ری ی َ ] ( ع ص نسبی ) مؤنث عِطری. خوشبو. ج، عطریّات. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به عطریات شود. || ( اِمص ) خوشبویی: و له رائحة فیها عطریة. ( ابن البیطار ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) مونث عطری جمع عطرات.

فرهنگ اسم ها

اسم: عطریه (دختر) (عربی) (تلفظ: a(e)triye) (فارسی: عطريه) (انگلیسی: atriye)
معنی: منسوب به عطر، معطر، خوشبو، ( عطر، ایه ( پسوند نسبت ) )

اعمال کردن یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز