لغت نامه دهخدا
سخوط. [ س َ ] ( ع ص )مکروه. ( غیاث ) ( آنندراج ). بدین معنی در اقرب الموارد و منتهی الارب مسخوط آمده است. || در بیت زیر بمعنی نفرین شده و ملعون آمده است:
همچنان کَاصحاب فیل و قوم لوط
کردشان مرجوم چون خود آن سخوط.مثنوی.
سخوط. [ س َ ] ( ع ص )مکروه. ( غیاث ) ( آنندراج ). بدین معنی در اقرب الموارد و منتهی الارب مسخوط آمده است. || در بیت زیر بمعنی نفرین شده و ملعون آمده است:
همچنان کَاصحاب فیل و قوم لوط
کردشان مرجوم چون خود آن سخوط.مثنوی.