لغت نامه دهخدا
زئیرات. [ زَ ] ( ع اِ ) جمع زئیر. ( از قاموس عثمانی ).
- زئیرات احتکاکی؛ صدای حاصل از احتکاک دو غشاء. ( از قاموس عثمانی ).
- زئیرات جرشی؛ صوتی شبیه به رنده کردن که از بدن شنیده میشود. ( از قاموس عثمانی ).
- زئیرات شریانیه ( درطب )؛ آوازی است که از جریان خون در شریان ( در حال بیماری مخصوصی که عارض شریان شود ) شنیده میشود. ( از قاموس عثمانی ).
- زئیرات صفیریه ( در طب )؛ آوازی شبیه به صدای صفیر. ( از قاموس عثمانی ).
- زئیرات طبیعی ( در طب )؛ آوازی که در حال صحت از قلب و ریه استماع میشود. ( از قاموس عثمانی ).
- زئیرات غیرطبیعی ( در طب )؛ آوازی که در حال بیماری از قلب و ریه بگوش میرسد. ( از قاموس عثمانی ).
- زئیرات قلبی ( در طب )؛ آوازهائی که از حرکات قلب تولید میشود. ( از قاموس عثمانی ).
- زئیرات مبردی؛آوازهایی است شبیه صدای سوهان. ( از قاموس عثمانی ).
- زئیرات منشاری ( در طب )؛ آوازهائی که شبیه به صدای اره تولید میگردد. ( از قاموس عثمانی ). زئیرات موسیقیه؛ صدایی شبیه بصدای کبوتر. ( از قاموس عثمانی ).
- زئیرات نفخیه؛ صدایی مانند آواز حاصل از دمیدن. ( از قاموس عثمانی ).