لغت نامه دهخدا
ذات العویم. [ تُل ْ ع ُ وَ ] ( ع اِ مرکب، ق مرکب ) سال گذشته و پیشین. لقیته ذات العویم؛ ای لقیته بین الاعوام. ( منتهی الارب ). و ابن الاثیر در المرصع گوید، عویم مصغر عام است. و لقیته ذات العویم، یعنی پس از سالیان دراز. و ذات بظرفیت منصوب شده است و کنایه از مدّت است. - انتهی. و «دهار»ذات العویم را میان سالگی، ترجمه کرده است و رایته ذات العویم ظاهراً معنی آن او را دیدم بفلان سال باشد.