خارپر براوردن
مترادفها
تحمل کردن سختیها
لغت نامه دهخدا
( خارپر برآوردن ) خارپر برآوردن. [ پ َ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) خارپرها بر آوردن چوزه پیش از سیاه شدن. اسلغباب. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( تاج العروس ).
فرهنگ فارسی
( خارپر بر آوردن ) خارپر ها بر آوردن چوزه پیش از سیاه شدن