لغت نامه دهخدا
( آبله برآوردن ) آبله برآوردن.[ ب ِ ل َ / ل ِ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) انتبار. تنفط.
( آبله برآوردن ) آبله برآوردن.[ ب ِ ل َ / ل ِ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) انتبار. تنفط.
( آبله بر آوردن ) انتبار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گاوریشا که من ابله خر خواهم برد کم از آن اسب کنون هم لگد استر نیست
💡 گر گویدت کسی که کسی بهتر از علی ست جز ابلهی نباشد مشنو محال او
💡 حجاج گفت: اى ابله قبيله بنى عدى تو با على عليه السلام بيعت نكردى و اينك آمده اى دراينجا و مى گويى، پيامبر صلى الله عليه و آله چنين فرمود؟!
💡 «توقع نداشتیم که ابلهی برای پاشیدن قوطی رنگی به روی مردم دویست گینی مطالبه کند.»
💡 زیرک از دشمنی دین تو باشد ابله ابله از فیض تولای تو گردد زیرک
💡 ابله مست و خرد پیشهٔ هشیار یکی است مصلحتدان طلبی رو سوی دیوانهٔ مست