حلوبه

لغت نامه دهخدا

( حلوبة ) حلوبة. [ ح َ ب َ ] ( ع ص ) حلوب. ( منتهی الارب ): ناقة حلوبة؛ شتر ماده دوشیدنی. || حلوبه ابل؛ یکی از شتران یازیاده و همچنین است حلوبه غنم. ج، حلائب، حلب. ( از منتهی الارب ).

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
مشیت یعنی چه؟
مشیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز