توسید

لغت نامه دهخدا

توسید. [ ت َ] ( ع مص ) چیزی را بالش کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). تکیه جای و بالین گردانیدن جهت کسی چیزی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بالش گردانیدن برای کسی. ( آنندراج ). رجوع به توسد شود.

فرهنگ فارسی

چیزی را بالش کردن. بالش گرداندیدن برای کسی.

قیز یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز