تنعاب

لغت نامه دهخدا

تنعاب. [ ت َ ] ( ع مص ) نعب. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). نعبان. ( منتهی الارب ). بانگ کردن غراب یا گردن دراز کردن و سر جنباندن آن وقت بانگ کردن. ( آنندراج ).

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز