تسامی

لغت نامه دهخدا

تسامی. [ ت َ ] ( ع مص ) با یکدیگر نورد کردن به بزرگی. ( زوزنی ). با هم نبرد کردن ببزرگی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تفاخر. ( المنجد ). تباری. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). || یکدیگر را به اسم خواندن. ( از متن اللغة ). || برنشستن: تساموا علی الخیل؛ رکبوا. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || برآمدن و بلند گردیدن مرد. ( از متن اللغة ) ( از المنجد ).

فرهنگ فارسی

با یکدیگر نبرد کردن به بزرگی. با هم نبرد کردن ببزرگی.

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز