لغت نامه دهخدا
تانفیت. [ ی َ ] ( معرب، اِ ) دزی این صورت را ضبط کرده و گوید گولیوس و فریتاگ بنقل از ابن البیطار این شکل را آورده اند، و آن بصورت تانقیت ( کذا ) و تالغیت هم آمده. ( دزی ج 1 ص 140 ).
تانفیت. [ ی َ ] ( معرب، اِ ) دزی این صورت را ضبط کرده و گوید گولیوس و فریتاگ بنقل از ابن البیطار این شکل را آورده اند، و آن بصورت تانقیت ( کذا ) و تالغیت هم آمده. ( دزی ج 1 ص 140 ).
دزی این صورت را ضبط کرده و گوید گولیوس و فریتاگ بنقل از ابن البیطار این شکل را آورده اند و آن بصورت تامقیت و تالغیت هم آمده.