بسر درامدن
بسر درآمدن عبارتی است که در زبان فارسی به کار میرود و دارای دو معنای اصلی است. این عبارت به حالتی از افتادن یا سقوط اشاره دارد و معانی آن به شرح زیر است:
با سر به زمین خوردن: در این معنا، بسر درآمدن به حالتی اشاره دارد که فرد یا چیزی هنگام سقوط یا افتادن، ابتدا با سر به زمین برخورد میکند. این حالت نشاندهندهی نوعی سقوط شدید و ناگهانی است که ممکن است باعث آسیب یا صدمه شود.
لغزیدن و سقوط کردن: در این معنا، بسر درآمدن به افتادن یا سر خوردن اشاره دارد، بدون اینکه لزوماً تأکید بر برخورد سر با زمین وجود داشته باشد. این حالت میتواند شامل هر نوع لغزش یا سقوطی باشد که ممکن است در اثر بیتعادلی یا از دست دادن کنترل رخ دهد.
معنای مجازی
این عبارت علاوه بر معانی اصلی، در معنای مجازی نیز به کار میرود و مفاهیمی استعاری یا غیرمستقیم را منتقل میکند. معنای مجازی بسر درآمدن معمولاً به پایان یافتن، شکست خوردن، یا رسیدن به وضعیت بحرانی اشاره دارد و در ادبیات و مکالمات برای توصیف شرایط نهایی یا ناخوشایند به کار میرود. به عنوان مثال، روزگار خوش بسر آمد؛ یعنی دوران خوشی تمام شد و به پایان رسید.
مترادفها
رسیدن، فرا رسیدن، پدید آمدن
متضادها
کودکی کردن، نارس ماندن
لغت نامه دهخدا
( بسر درآمدن ) بسر درآمدن. [ ب ِ س َ دَ م َ دَ ] ( مص مرکب ) پیش پا خوردن. ( آنندراج ). بزمین افتادن. تعثر.( منتهی الارب ). عاثر. عثار. ( تاج المصادر بیهقی ). باسر به زمین خوردن. ( فرهنگ فارسی معین ):
گرنه مستی از ره مستان و شر و شورشان
دورتر شو تا بسر درناید اسبت ای پسر.ناصرخسرو.از غاشیه داری تو خورشید
از گرم روی بسر درآید.نورالدین ظهوری ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( بسر در آمدن ) ( مصدر ) ۱- با سر بزمین خوردن.۲- لغزیدن سقوط.