برطانیقا
لغت نامه دهخدا
برطانیقا. [ ب ِ ] ( معرب، اِ ) بعضی گفته اند بوستان افروز است. ( یادداشت مؤلف ). تاج خروس. رجوع به برطانیقی شود.
برطانیقا. [ ب ِ ] ( معرب، اِ ) بعضی گفته اند بوستان افروز است. ( یادداشت مؤلف ). تاج خروس. رجوع به برطانیقی شود.