لغت نامه دهخدا
باشگونه کردن. [ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب )برگردانیدن. وارون کردن. پشت و رو کردن ( لباس و امثال آن ) و رجوع به باژگونه و وارونه و باشگونه شود.
باشگونه کردن. [ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب )برگردانیدن. وارون کردن. پشت و رو کردن ( لباس و امثال آن ) و رجوع به باژگونه و وارونه و باشگونه شود.
وارونه کردن