اکباح

لغت نامه دهخدا

اکباح. [ اِ ] ( ع مص ) لگام بازکشیدن ستور را تا بازایستد از رفتن. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بلند گردانیدن، گویند: قد اکبح ( مجهولا )؛ ای شمخ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( ازاقرب الموارد ). بلند گردانیدن. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

لگام باز کشیدن ستور را تا باز ایستد از رفتن.

اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز