الفنده تصویر معنی الفنده لغت نامه دهخدا الفنده. [ اَ ف َ دَ / دِ ] ( ن مف ) نعت مفعولی از الفندن. کسب کرده شده. اندوخته شده. جمع کرده شده.رجوع به الفندن و فرهنگ شعوری ج 1 ورق 128 ب شود. کلمات مرتبط برازیده خبزده فرهنجیده انباشته