لغت نامه دهخدا
اصحاب معمر. [ اَ ب ِ م ُ ع َم ْم َ ] ( اِخ ) معمریه. پیروان معمربن عباد سلمی بودند و معمر از بزرگترین قدریه بود. رجوع به معمریه و ملل و نحل شهرستانی چ مطبعه حجازی قاهره ج 1 ص 89 شود.
اصحاب معمر. [ اَ ب ِ م ُ ع َم ْم َ ] ( اِخ ) معمریه. پیروان معمربن عباد سلمی بودند و معمر از بزرگترین قدریه بود. رجوع به معمریه و ملل و نحل شهرستانی چ مطبعه حجازی قاهره ج 1 ص 89 شود.
یا معمریه پیروان معمر بن عباد سلمی بودند و معمر از بزرگترین قدریه بود.