لغت نامه دهخدا
یکشنبد.[ ی َ / ی ِ شَم ْ ب َ ] ( اِ مرکب ) یکشنبه:
اگر توانی یکشنبه را صبوحی کن
کجا صبوحی نیکو بود به یکشنبد.منوچهری.و رجوع به یکشنبه شود.
یکشنبد.[ ی َ / ی ِ شَم ْ ب َ ] ( اِ مرکب ) یکشنبه:
اگر توانی یکشنبه را صبوحی کن
کجا صبوحی نیکو بود به یکشنبد.منوچهری.و رجوع به یکشنبه شود.
یکشنبه