یکدستی زدن
مترادفها
هماهنگ زدن، همزمان زدن
فرهنگ معین
( ~. دَ. زَ دَ ) (مص م. ) (عا. ) غافلگیر کردن، گول زدن.
ویکی واژه
(عا.)
غافلگیر کردن، گول زدن.
جمله سازی با یکدستی زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای رسیدن به اهداف بزرگ و تعیین شده در سازمان، اعضای تیم باید در تصمیمگیریهای حیاتی با هم یکدستی زدن داشته باشند و از تفرقه دوری کنند.
💡 مردم در اعتراض به سیاستهای ناعادلانه دولت، با یکدستی زدن و حضور گسترده در خیابانها، پیام اعتراض خود را به مسئولان رساندند.
💡 موفقیت در پروژههای بسیار پیچیده مهندسی مستلزم آن است که متخصصان مختلف با یکدستی زدن، تمام جزئیات فنی را با دقت بسیار زیاد بررسی کنند.