بازی زدن

مترادف‌ها

شوخی کردن

متضادها

جدی بودن

لغت نامه دهخدا

بازی زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) گول زدن. فریفتن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

گول زدن و فریفتن

جمله سازی با بازی زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به جولان زدن سرفرازی کنان به شمشیر چون برق بازی کنان

💡 به جز فرشاد پیوس که موفق شده در یک بازی هفت گل به ثمر برساند، غلام وفاخواه، مجتبی محرمی، ایمون زاید و مهدی طارمی بازیکنانی هستند که در تیم پرسپولیس موفق به زدن ۳ گل در یک بازی آسیایی (هت تریک) شده‌اند. ایمون زاید تنها باریکن خارجی پرسپولیس است که موفق به هت تریک در آسیا شده‌است.

💡 دو بازی بهم در نباید زدن می و بزم و نخچیر و بیرون شدن

💡 او سعی کرد با بازی زدن و استفاده از کلمات بسیار فریبنده و گمراه‌کننده، توجه تمام مخاطبان را از حقیقت اصلی ماجرا کاملاً منحرف کند.

💡 در دنیای سیاست، گاهی اوقات بازی زدن با احساسات عمومی برای دستیابی به اهداف شخصی بسیار رایج و خطرناک است.

💡 آن هنرمند با بازی زدن در نقش شخصیت اصلی، توانست تمام قلب‌ها را تسخیر کرده و تحسین منتقدان را برانگیزد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران