یاقین
مترادفها
یقین، اطمینان، قطعیت
متضادها
شک، تردید
لغت نامه دهخدا
یاقین. ( ترکی، ص، اِ ) نزد و نزدیک. ( از ناظم الاطباء ). یخین. یوخون.
جمله سازی با یاقین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با چنان آرامشی صحبت میکرد که همه اطمینان پیدا کردند که او بر تمام جزئیات این پروژه بسیار بزرگ و پیچیده یاقین دارد.
💡 با وجود تمام تردیدهایی که در ذهن داشت، در نهایت تصمیم گرفت که با یاقین کامل به مسیر زندگی جدید خود ادامه دهد.
💡 ایمان و یاقین قلبی او به حقیقت، باعث میشد که در سختترین شرایط نیز هرگز تسلیم نشود و همواره به دنبال راهی برای موفقیت باشد.