زحب

لغت نامه دهخدا

زحب. [ زَ ] ( ع مص ) نزدیکی. نزدیک شدن. دنو. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با زحب

💡 در فوت من مکوش، مبادا زحب فضل وقتی تحسری بود از فوت من ترا

💡 همچون رخت با صد صفا هر ساله بین عشرت فزا جشنی زحب شاه ما رخت افکن از ما رجب

💡 شاید آشفته زحب تو درآید به بهشت داخل خلد نشد جز سگ اصحاب رقیم

💡 شایسته ی مصیبت و رنجست ناصبی کو دشمن امام زحب مناصبست

هیز یعنی چه؟
هیز یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز