لغت نامه دهخدا
یاقوتک. [ ت َ ] ( اِ مصغر )یاقوت کوچک. || کنایه از لب:
دو چشمک پر ز بند چشم بندان
دو یاقوتک همیشه خندخندان.بلعباس امامی.
یاقوتک. [ ت َ ] ( اِ مصغر )یاقوت کوچک. || کنایه از لب:
دو چشمک پر ز بند چشم بندان
دو یاقوتک همیشه خندخندان.بلعباس امامی.