لغت نامه دهخدا
یئس. [ ی َ ءِ ] ( ع ص ) نومید. ناامید. ( ناظم الاطباء ).
یئس. [ ی َ ءِ ] ( ع ص ) نومید. ناامید. ( ناظم الاطباء ).
نومید ناامید
[ویکی الکتاب] معنی یَئِسَ: مأیوس شد - نا امید شد(یأس عبارت از حالتی است که یقین کنی آن چیزی که امید و انتظارش را داری تحقق نخواهد یافت، و نقیض این حالت را رجاء: امید گویند )
ریشه کلمه:
یئس (۱۳ بار)
نومیدی. طبرسی فرموده: یأس آن است که یقین کنیم شیء آرزو شده بدست نخواهد آمد. راغب گوید:. امروز کفار از دین شما مأیوس شدند. یعنی طمع بریدند از اینکه شما از دینتان دست بردارید.. از رحمت خدا ناامید نباشید. استیئاس: مثل یأس است. چون از یوسف ناامید شدند که برادرشان را آزاد کند کنار رفتند و با هم نجوی میکردند. *. یأس را در آیه علم معنی کردهاند در جوامع الجامع میگوید: علت این امر آن است که یأس معنای علم را در ضمن گرفته زیرا مأیوس شونده میداند که اینکار نخواهد شد. راغب نیز نزدیک به آن گفته است یعنی: آیا اهل ایمان ندانستند که اگر خدا میخواست همه مردم را هدایت میکرد. *. یؤس و قنوط هر دو به یک معنی اند یعنی انسان از طلب خیر خسته نمیشود و اگر ضرری به او رسد بسیار ناامید و مأیوس است.