گواریدنی
مترادفها
خوراکی، خوردنی، گوارا، خوشخوراک
متضادها
ناخوراکی، سمی
لغت نامه دهخدا
گواریدنی. [ گ ُ دَ ] ( ص لیاقت ) آنچه درخور گواریدن و هضم شدن باشد.
خوراکی، خوردنی، گوارا، خوشخوراک
ناخوراکی، سمی
گواریدنی. [ گ ُ دَ ] ( ص لیاقت ) آنچه درخور گواریدن و هضم شدن باشد.