کلمه «گهله» در زبان فارسی به گاورسهای طلا و نقره گفته میشود، یعنی فلزات گرانبهایی که هنوز به شکل سکه درآمده یا پهن نشدهاند. به عبارت دیگر، گهله همان انگار یا ورقههای طلا و نقره است که در مراحل اولیهی آمادهسازی برای ضرب سکه یا ساخت اشیای زینتی قرار دارند. در متون قدیمی، مانند آثار منجیک و منابعی همچون برهان قاطع و انجمن آرا، گهله به عنوان ماده خام ارزشمند برای تراش، پهن کردن و ضرب سکه ذکر شده است. پهن کردن و ضرب نکردن آن، نشاندهنده حالت اولیه و خالص فلز است و هنوز به کالای نهایی تبدیل نشده است. این واژه در فرهنگ فارسی و لغتنامهها هم به همین معنای فلزات خام ارزشمند ثبت شده است. بنابراین «گهله» هم نام ماده فلزی است و هم بیانگر مرحلهای از آمادهسازی فلزات برای استفادههای بعدی است.
گهله
لغت نامه دهخدا
گهله. [ گ َ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) گاورسهای طلا و نقره باشد. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرا ). || انگاره زر و طلا و نقره که هنوز آن را پهن نکرده و سکه نزده باشند. ( برهان قاطع ):
بر گهله هجرانت کنون رانی کفشیر
برگهله داغش بر کفشیر نرانی.منجیک.رجوع به کهله شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - گاورسهای طلا و نقره. ۲ - انگار. زر و سیم که هنوز آنرا پهن نکرده و سکه نزده باشند: بر گهل. هجرانت کنون رانی کفشیر بر گهل. داغش بر کفشیر نرانی. ( منجیک )