لغت نامه دهخدا
گنده عرق. [ گ َ دَ / دِ ع َ رَ ] ( ص مرکب ) گنده خوی. آنکه عرقش عفن است. و رجوع به گنده خوی شود.
گنده عرق. [ گ َ دَ / دِ ع َ رَ ] ( ص مرکب ) گنده خوی. آنکه عرقش عفن است. و رجوع به گنده خوی شود.
آنکه عرق بدنش بد بو باشد.
گنده خوی. آنکه عرقش عفن است.