گنداور

واژه «گندآور» در زبان فارسی یک واژه قدیمی با دو معنای متفاوت است که هر کدام در منابع لغوی جداگانه ذکر شده‌اند و بسته به کاربرد، مفهوم کاملاً متفاوتی را منتقل می‌کنند. در یک معنا، «گندآور» به چیزی یا کسی گفته می‌شود که باعث ایجاد گند، بوی بد یا حالت عفونت می‌شود و در این حالت نقش یک صفت منفی را دارد که برای توصیف آلودگی و فساد به کار می‌رود. این کاربرد بیشتر در توصیف وضعیت‌های ناخوشایند محیطی یا جسمی دیده می‌شود و بار معنایی آن کاملاً ناپسند است. اما در معنای دیگر، این واژه در برخی منابع به صورت «کنداور» نیز آمده و به فردی شجاع، پهلوان و دلیر اطلاق شده است که رفتاری نیرومند و قدرت‌مند از خود نشان می‌دهد. این تغییر معنا نشان می‌دهد که واژه در طول زمان یا در گویش‌های مختلف، مسیر معنایی متفاوتی پیدا کرده و از یک مفهوم منفی به یک مفهوم کاملاً مثبت نیز رسیده است. در کاربرد تاریخی، چنین واژه‌هایی گاهی به عنوان لقب برای افراد جنگاور و قوی به کار می‌رفته‌اند و نشانه احترام و بزرگداشت بوده‌اند. از سوی دیگر، معنای مرتبط با آلودگی بیشتر جنبه توصیفی و هشداردهنده دارد و برای بیان وضعیت نامطلوب استفاده می‌شود. همین تضاد معنایی باعث شده که درک این واژه بدون توجه به متن و زمینه، دقیق نباشد. منابع لغوی قدیم هر دو معنا را ثبت کرده‌اند تا گستره کاربرد آن در زبان مشخص شود. در مجموع، «گندآور» واژه‌ای چندلایه است که هم می‌تواند به مفهوم آلودگی و بوی ناخوشایند اشاره کند و هم در معنایی دیگر به شجاعت و پهلوانی دلالت داشته باشد.

لغت نامه دهخدا

( گندآور ) گندآور. [ گ ُ وَ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) مرد مردانه. ( لغت فرس اسدی ). مردم شجاع و دلاور و مردانه را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). جنگجو. سلحشور. سلیح شور. جنگاور. کند. کندا. گنداگر. پهلو. رزم آزما. محمّد معین در حواشی برهان قاطع نویسد: این لغت در فرهنگها بصورت «گندآور» آمده است. بعضی فضلای معاصر صورت اخیر را صحیح دانسته اند. نولدکه و هرن و هوبشمان آنرا با کاف تازی از ریشه «کند» بمعنی شجاع نقل کرده اند، ولف نیز در فهرست شاهنامه «کندآور»و «کندآوری » را با کاف تازی آورده است. بنابراین کندآور باید مرکب از: کندا ( شجاعت ) + ور ( پسوند اتصاف )باشد، نه از: کند ( شجاع ) + آور ( آورنده ) چه آور در کلمات مرکبه از اسم آید: رزم آور. تناور. دلاور. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ذیل کندآور ). بهار معتقد بوده اند که این کلمه از گند به معنی بیضه و بمعنی فحل و کسی که روش مردانه دارد میباشد. ( از مزدیسنا چ 1 ص 338 ج 6 ). و رجوع به سبک شناسی ج 3 ص 86 شود:
بدو گفت رستم که گرز گران
چو یازد ز بازوی گندآوران.فردوسی.کجا آن خردمند گندآوران
کجاآن سرافراز جنگی سران.فردوسی. || سپهسالار. ( برهان ) ( آنندراج ):
به زاری همی گفت پس پیلتن
که شاها دلیرا سر انجمن
کیانی نژادا شها سرورا
جهان شهریارا و گندآورا.فردوسی.پذیره شدندش همه مهتران
بزرگان ایران و گندآوران.فردوسی.
گندآور. [ گ َ وَ ] ( نف مرکب ) عفونت آور. مولد گند.

فرهنگ معین

( گندآور ) (گُ وَ ) (ص فا. ) پهلوان، شجاع.

فرهنگ عمید

( گندآور ) = کنداور

فرهنگ فارسی

( گند آور ) ( صفت ) آنکه تولید گند کند عفونت آور.

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز