گنداله

لغت نامه دهخدا

گنداله. [ گ ِ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) در تکلم مردم قزوین، خاکه زغال خیسانده و قالب کرده که درزمستان زیر کرسی سوزانده می شود. ( از فرهنگ نظام ).