گنجاننده
مترادفها
دربرگیرنده، حاوی
متضادها
تخلیه کننده، خالی کننده
لغت نامه دهخدا
گنجاننده. [ گ ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) جای دهنده چیزی را در چیزی. رجوع به گنجاندن و گنجانیدن شود.
فرهنگ عمید
کسی که چیزی را در میان چیزی جا بدهد.
جمله سازی با گنجاننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این کتاب جامع، شامل بخشهای بسیار متنوعی از تاریخ و فرهنگ باستان است که گنجاننده اطلاعات بسیار ارزشمندی برای پژوهشگران میباشد.
💡 گزارش سالانه شرکت، حاوی جزئیات دقیقی از عملکرد مالی و پروژههای آینده است که گنجاننده تمام دستاوردهای مهم مدیریت جدید میباشد.
💡 این بسته آموزشی، شامل تمرینهای گوناگونی است که گنجاننده نکات کلیدی برای یادگیری سریع و مؤثر زبان انگلیسی میباشد.