گردوسرا

لغت نامه دهخدا

گردوسرا. [ گ ِ س َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مرغک بخش راین شهرستان بم، واقع در 63000گزی جنوب خاوری راین و 7000گزی خاور راه شوسه بم به جیرفت. دارای 20 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

جمله سازی با گردوسرا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 معمار با طراحی یک گردوسرا در مرکز میدان شهر، توانست فضایی باشکوه و نمادین برای برگزاری مراسم‌های رسمی و فرهنگی و تجمعات عمومی ایجاد کند.

💡 گردشگران با دیدن آن گردوسرا بزرگ و باشکوه که در میان باغ‌های سرسبز قرار گرفته بود، مجذوب هنر معماری کلاسیک و ظریف آن منطقه شدند.

💡 در مرکز آن کتابخانه قدیمی و تاریخی، یک گردوسرا تعبیه شده است که نور خورشید از سقف شیشه‌ای آن به آرامی به داخل می‌تابد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران