گردتاج

لغت نامه دهخدا

گردتاج. [ گ َ ] ( اِ مرکب ) گردانیده کباب که مرغ یا گوشت گوسپند و دیگر حیوانات در آب بجوشانند و میانش به ادویه حاره برگردانیده کباب کنند. ( الفاظ الادویه ).

جمله سازی با گردتاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در فیلم‌های تاریخی که به دوران باستان می‌پردازند، استفاده از یک گردتاج طلایی با نگین‌های درخشان می‌تواند شکوه و عظمت پادشاه را به خوبی نشان دهد.

💡 باستان‌شناسان در حفاری‌های اخیر خود توانستند یک گردتاج بسیار قدیمی و تزئین شده را از میان بقایای یک قصر باستانی در منطقه پیدا کنند.

💡 در داستان‌های افسانه‌ای، قهرمان داستان اغلب برای اثبات اصالت خود و کسب قدرت، مأموریتی سخت برای یافتن یک گردتاج مفقود شده را بر عهده می‌گیرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران