کباب کشیدن
مترادفها
کباب کردن
لغت نامه دهخدا
کباب کشیدن. [ک َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) برآوردن کباب از سیخ و گوشت از دیگچه ( بهار عجم ) ( آنندراج ). به سیخ کردن قطعات گوشت و بر آتش نهادن برای بریان شدن:
یک روز نمی کشی شرابی
کز لخت جگر کشم کبابی.ظهوری ( از آنندراج ).ببزم باده کشان هر کسی کند کاری
یکی شراب کشد دیگری کباب کشد.محمدقلی سلیم ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بر آوردن کباب از سیخ و گوشت از دیگچه و غیره: [ یک روز نمی کشی شرابی کز لخت جگر کشم کبابی ]. ( ظهوری )
جمله سازی با کباب کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در تابستانهایی گرم، گاه شبهایی آنقدر شرجی میشود که قدرت نفس کشیدن را از انسان سلب میکند، و گاه آنقدر خشک با چاشنی تشباد که حتی شبها هم پوست را کباب میکند، ولی در هر دو حالت در تاریکی شب و از روی کپر و سجم صدای «دیدومک» را میشد از دریاچهٔ لمبیر ملکی و ساحل رودخانه مهران به وضوح شنیده شود. گهگاهی صدای تِ تی وَک آنها را دقیقاً از بالای سر و با فاصلهای اندک در تاریکی شب احساس میشود کرد. شباهت نام این پرنده در فارسی و لهجه بستکی جالب است و ظاهراً هر دو از صدای آن الهام گرفته شدهاست، عدهای آن را «تِ تی وَک» و عدهای دیگر «دیی دو مَک» شنیدهاند. پرندهای بومی جنوب ایران و هرمزگان است، و به گویش محلی (بستکی) آن را «تِتیوَک» (Tetivak) گویند. به لهجه لری در مناطق کهگیلیویه به آن «تی تی قلندر» و در گویش جنوب استان بوشهر به آن «تی تو وَنگ» و در شهرستان دشتستان روستای زیارت و حومه ی آن این پرنده به نام تی تِ رون (تیترون)و در رامهرمز استان خوزستان به تیتمک (به ضمه در تا دوم و فتحه در میم) مشهور است.