لغت نامه دهخدا
گردافشانی کردن. [ گ َ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تکاندن. تکان دادن چیزی: چون فقها درمی آمدند و نمد را برمیداشتند تا گردافشانی کنند درمها ریخته میشد حیران میشدند. ( افلاکی ).
گردافشانی کردن. [ گ َ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تکاندن. تکان دادن چیزی: چون فقها درمی آمدند و نمد را برمیداشتند تا گردافشانی کنند درمها ریخته میشد حیران میشدند. ( افلاکی ).