کین ورزیدن
مترادفها
کینه داشتن، دشمنی کردن
متضادها
بخشیدن، دوست داشتن
لغت نامه دهخدا
کین ورزیدن. [ وَ دَ ] ( مص مرکب ) دشمنی کردن. خصومت ورزیدن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). دشمنی ورزیدن. || انتقام جستن. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - دشمنی ورزیدن. ۲ - انتقام جستن.