کلمهی «کنسک» در فارسی به معنای فرد خسیس، بخیل و کمخرج است. این واژه از ریشهای قدیمی در زبان فارسی گرفته شده و برای توصیف کسی به کار میرود که در بخشش و هزینهکرد بسیار سختگیر و کممیل است. در متون لغتنامهای مانند دهخدا و فرهنگ فارسی معین، کنسک به مرد تنگچشم و نانکور اشاره دارد و با مفاهیمی مانند ممسک و خسیس هممعنی است. این کلمه بار معنایی منفی دارد و اغلب برای انتقاد یا توصیف کمکاری مالی و خودخواهی افراد به کار میرود. در ادبیات فارسی، کنسک ممکن است به افرادی نسبت داده شود که از کمک به دیگران یا خرج کردن برای نیازمندان خودداری میکنند. واژه کنسک با صفتهایی مانند بخیل، کمسخاوت و تنگچشم هممعنی است. کاربرد آن در مکالمات روزمره یا متون ادبی به منظور نشان دادن کمسخاوتی و تنگدستی فرد است.
کنسک
لغت نامه دهخدا
کنسک. [ ک َ ن ِ ] ( ص ) مرد تنگ چشم و نان کور و به تازی بخیل و ممسک است. ( آنندراج ). ممسک. بخیل. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کنس شود.
فرهنگ معین
(کِ نِ ) (ص. ) نک کِنِس.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ممسک بخیل.
ویکی واژه
نک کِنِس.
خسیس
مثال:کنسک ب هنر:خسیس بی هنر
kenesk