لغت نامه دهخدا
کنانیش. [ ک َ ] ( ع اِ ) ج ِ کناش. ( ناظم الاطباء ) ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): واریباسیوس صاحب الکنانیش طبیب بلیان الملک. ( عیون الانباء ج 1 ص 103 از یادداشت ایضاً ). رجوع به کناش شود.
کنانیش. [ ک َ ] ( ع اِ ) ج ِ کناش. ( ناظم الاطباء ) ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): واریباسیوس صاحب الکنانیش طبیب بلیان الملک. ( عیون الانباء ج 1 ص 103 از یادداشت ایضاً ). رجوع به کناش شود.
جمع کناش. واریباسیوس صاحب الکنانیش طبیب بلیان الملک