کمرترکش
مترادفها
تیرکمان، جیبه
لغت نامه دهخدا
کمرترکش. [ ک َ م َ ت َ ک َ / ک ِ ] ( اِ مرکب ) مثل کمر شمشیر، کمری است که ترکش را به تن بدان آویزند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
خورده ام تیر فلک باده بده تاسرمست
عقده در بند کمرترکش جوزا فکنم.حافظ.
جمله سازی با کمرترکش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در اشعار کلاسیک فارسی، شاعر همواره از ویژگیهای ظاهری معشوق سخن میگوید و او را با اوصافی همچون کمرترکش و قد بلند و موهای پریشان توصیف میکند.
💡 آن زیباروی کمرترکش با آن قامت بلند و استایل خاص خود، توجه تمام حاضران را در آن مجلس باشکوه و پرزرق و برق به سوی خود جلب کرده بود.
💡 توصیفات دقیق نویسنده از آن زن کمرترکش و حرکات موزون او در رقص، باعث شده بود که خواننده کاملاً در فضای داستان و فضای آن دوران غرق شود.