فرهنگ معین
(کِ ئَ ) [ ع. کلائة ] ۱ - (مص م. ) نگهبانی کردن. ۲ - (اِمص. ) حفظ، نگهبانی.
(کِ ئَ ) [ ع. کلائة ] ۱ - (مص م. ) نگهبانی کردن. ۲ - (اِمص. ) حفظ، نگهبانی.
۱. حفظ کردن، نگهداری کردن.
۲. نگهبانی کردن، حراست کردن.
۱ - ( مصدر ) نگهبانی کردن. ۲ - ( اسم ) حفظ نگهبانی حمایت: ( در کنف کلائت و حجر حمایت و حفظ ایشان پروریده و بالیده میگردد ).
کلائ ه: لله الحمد که ذات کریم مجلس سامی در کلائ ت و حفظ الهی است. در حمایت بیضه اسلام و کلائ ت حوزه دین از اتباع هوا و اختیار مراد نفس دور باشد.
کلائة
نگهبانی کردن.
حفظ، نگهبانی.